فرهنگ آریان‌پور

طعام - نمک -

#۱۳۵٬۵۷۲

معنی‌های انگلیسی
۱

salt

نمک طعام، نمک میوه، نمک هاى طبى، نمکدان (saltshaker)، نمکزار (salt marsh)، نمک زدن، نمک پاشیدن، شور کردن

۲

halite

(معدن) نمک اصلى کلرورسدیم، نمک طعام

۳

tablesalt

نمک طعام

۴

sodium chloride

(شیمى) نمک طعام