فرهنگ آریان‌پور

طرز قرار گیری

#۱۳۵٬۳۳۲

معنی‌های انگلیسی
۱

lineup

صف، تنظیم کردن، مرتب کردن، آماده و مجهز کردن، ترتیب جاى بازیکنان فوتبال، طرز قرار گیرى

۲

lay

(past: lay ; past participle: lain) ـ دروغ گفتن، سخن نادرست گفتن، دروغ، کذب دراز کشیدن، خوابیدن، افتادن، ماندن، واقع شدن، قرار گرفتن، موقتا ماندن، وضع، موقعیت، چگونگى lie

۳

lie

(past: lay ; past participle: lain) ـ دروغ گفتن، سخن نادرست گفتن، دروغ، کذب دراز کشیدن، خوابیدن، افتادن، ماندن، واقع شدن، قرار گرفتن، موقتا ماندن، وضع، موقعیت، چگونگى

۴

slot

چاک، شکاف کوچک، کلون در، چفت در، تخته باریک، سوراخ جاى کلید، شکاف یا سوراخى که براى انداختن پول در قلک و تلفن خود کار و امثال آن تعبیه شده، سوراخ کردن، در شکاف یا سوراخ (پول و غیره) انداختن، چفت کردن

۵

disposition

دررفتگى، وضع، خواست، مشرب، حالت، خو، مزاج، تمایل