فرهنگ آریان‌پور

طرز برخورد

#۱۳۵٬۲۹۲

معنی‌های انگلیسی
۱

front

جلو، پیش، صف پیش، نما، طرز برخورد، جلودار، منادى، جبهه جنگ، به طرف جلو، رو کردن به، مواجه شده با، رو به روى هم قرار دادن، مقدمه نوشتن بر، در صف جلو قرار گرفتن

۲

attitude

گرایش، حالت، هیئت، طرز برخورد، روش و رفتار

۳

stance

وضع، حالت، ساختمان، طرز ایستادن، ایستایش

۴

treatment

رفتار، تلقى، طرز عمل، معامله، معالجه، درمان

۵

deportment

اخلاق، رفتار، سلوک، وضع