فرهنگ آریان‌پور

افکنش

#۱۳٬۴۹۰

معنی‌های انگلیسی
۱

projection

افکنش، تصویر، پیش آمدگى، پیش افکنى، برآمدگى، نقشه کشى، پرتاب، طرح، طرح ریزى، تجسم، پرتو افکنى، نور افکنى، آگراندیسمان، پروژه

۲

shot

(past: shot ; past participle: shot) ـ در کردن (گلوله و غیره)، رها کردن (از کمان و غیره)، پرتاب کردن، زدن، گلوله زدن، رها شدن، آمپول زدن، فیلمبردارى کردن، عکسبردارى کردن، درد کردن، سوزش داشتن، جوانه زدن، انشعاب، رویش انشعابى، رویش شاخه، درد، حرکت تند و چابک، رگه معدن

۳

fling

(past: flung ; past participle: flung) ـ پرت کردن، انداختن، افکندن، پرتاب، جفتک پرانى، بیرون دادن، روانه ساختن

۴

sling

(past: slung ; past participle: slung) ـ قلاب سنگ، فلاخن، رسن، بند، تسمه تفنگ، زنجیر، زنجیردار، پرتاب کردن، انداختن، پراندن

۵

throw

(past: threw ; past participle: thrown) ـ پرتاب، انداختن، پرت کردن، افکندن، ویران کردن