واژههای فارسی←افکندن سوار به زیرفرهنگ آریانپورافکندن سوار به زیر#۱۳٬۴۸۷شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱spill(past: spilt, spilled ; past participle: spilt, spilled) ـ ریزش، عمل پرت کردنواژههای نزدیک در الفباافکندن با صدا و شدت زیادمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیافکندن با منجنیقمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیافکندن بار به زیرمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیافکندن بر - سایه -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیافکندن به جلومشاهده معنی و ترجمه انگلیسیافکندن به جلو فشار با حرکت ناگهانی و تندمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر