فرهنگ آریان‌پور

طاقت فرسا

#۱۳۴٬۷۷۲

معنی‌های انگلیسی
۱

tiresome

خسته کننده، مزاحم، طاقت فرسا

۲

torturous

زجر دار، متضمن زجر و شکنجه، طاقت فرسا

۳

troublous

رنجه آور، پر زحمت، طاقت فرسا، پردردسر، مزاحم

۴

astringent

گس، قابض، جمع کننده، سفت، داروى قابض، سخت گیر، دقیق، طاقت فرسا، شاق، تند و تیز

۵

cumbersome

سنگین، طاقت فرسا، مایه زحمت، بطى

۶

overbearing

مغرور، از خود راضى، منکوب گر، طاقت فرسا، غالب، قاطع

۷

killer

کشنده، قاتل

۸

arduous

دشوار، پر زحمت، پرالتهاب، صعب الصعود

۹

drastic

موثر، قوى، جدى، عنیف، کارى، شدید

۱۰

grinding

(past: ground ; past participle: ground) ـ کوبیدن، عمل خرد کردن یا آسیاب کردن، سایش، کار یکنواخت، آسیاب کردن، خرد کردن، تیز کردن، سائیدن، اذیت کردن، آسیاب شدن، سخت کار کردن

۱۱

stifling

خفه کردن، خاموش کردن، فرو نشاندن

۱۲

grueling

اماج، فرنى، حریره، تنبیه، فرسوده کردن، عاجز کردن، ناتوان کردن

۱۳

breakneck

فوق العاده خطرناک، بسیار وحشتناک (مثل سرعت زیاد) خودمانی‌

۱۴

demanding

تقاضا، نیاز، مطالبه کردن، خواستار شدن، درخواست، مطالبه، طلب، تقاضا کردن demand

۱۵

excruciating

مشقت بار