طاقت
#۱۳۴٬۷۶۷
bearing
طاقت، بردبارى، وضع، رفتار، سلوک، جهت، نسبت
gameness
طاقت، طاقت تحمل مصائب (pluck، endurance)، جان سختى
longanimity
طاقت، بردبارى، تحمل
gut
روده، زه، تنگه، شکم، شکنبه، (در جمع) دل و روده، احشاء، پر خورى، شکم گندگى، طاقت، جرات، بنیه، نیرو، روده در آوردن از، غارت کردن، حریصانه خوردن
lip
لب، لبه، کنار، طاقت، سخن، بیان، لبى، با لب لمس کردن
guts
روده، زه، تنگه، شکم، شکنبه، (در جمع) دل و روده، احشاء، پر خورى، شکم گندگى، طاقت، جرات، بنیه، نیرو، روده در آوردن از، غارت کردن، حریصانه خوردن
nerve
عصب، پى، رشته عصبى، وتر، طاقت، قدرت، قوت قلب دادن، نیرو بخشیدن
stamina
بنیه، نیروى حیاتى، طاقت، استقامت، پرچم
sufferance
رضایت ضمنى، سکوت موجب رضا، انقیاد، طاقت، شکیبایى
grit
سنگریزه، شن، ریگ، خاک، ماسه سنگ، ثبات، استحکام، نخاله، سائیدن، آسیاب کردن، آزردن
endurance
تحمل، پایدارى
tolerance
تحمل، تاب، مدارا، سعه نظر، اغماض، بردبارى، (پزشکى) قدرت تحمل نسبت بدارو یا زهر
grittiness
ریگ دار، شن دارى، حالت شنى، جرات، ثبات قدم
toleration
مدارا، بردبارى، تحمل، آزادى، آزادگى، آزادمنشى toughness