فرهنگ آریانپور
ضمیمه کردن
#۱۳۴٬۶۹۱
affix
پیوستن، ضمیمه کردن، اضافه نمودن، چسبانیدن
annex
پیوستن، ضمیمه کردن، ضمیمه، پیوست، ضمیمه سازى
add
افزودن، اضافه کردن، زیاد کردن، جمع کردن، جمع زدن، با هم پیوستن، با خود ترکیب کردن (مواد شیمیایى) ـ
adjoin
پیوستن، متصل کردن، وصلت دادن، مجاور بودن (به)، پیوسته بودن (به)، افزودن، متصل شدن
append
افزودن، الحاق کردن، آویختن، پیوست کردن
enclose
در میان گذاشتن، در جوف قرار دادن، به پیوست فرستادن، حصار یا چینه کشیدن دور
subjoin
افزودن، در پایان افزودن، اضافه کردن
incorporate
یکى کردن، به هم پیوستن، متحد کردن، داخل کردن، جادادن، داراى شخصیت حقوقى کردن، ثبت کردن (در دفتر ثبت شرکتها)، آمیختن، ترکیب کردن، معنوى، غیر جسمانى