فرهنگ آریان‌پور

ضمیمه شدن به

#۱۳۴٬۶۸۸

معنی‌های انگلیسی
۱

tag

برچسب، برچسب زدن، علامت زدن، منگوله یا نوار، بند گردان سرود، تهلیل، مثال یا گفته مبتذل، ضمیمه کردن، ضمیمه شدن به، اتیکت چسباندن به، بدنبال آوردن، گرگم به هوا بازى کردن

۲

supplement

مکمل، ضمیمه، متمم، الحاق، زاویه مکمل، تکمیل کردن، ضمیمه شدن به، پس آورد، هم آورد