فرهنگ آریانپور
ضمیر
#۱۳۴٬۶۶۰
ego
ضمیر، نفس، خود
pronoun
ضمیر
conscience
وجدان، ضمیر، ذمه، باطن، دل
mind
فکر، خاطر، ذهن، خیال، مغز، فهم، فکر چیزى را کردن، یاد آورى کردن، تذکر دادن، مراقب بودن، مواظبت کردن، ملتفت بودن، اعتناء کردن به، حذر کردن از، تصمیم داشتن mind pron
self
(sing.self) ـ خودشان، خودمان، خودتان
consciousness
هوشیارى، آگاهى، خبر، حس آگاهى