فرهنگ آریان‌پور

ضمنی کردن بر - دلالت -

#۱۳۴٬۶۵۶

معنی‌های انگلیسی
۱

imply

دلالت کردن، ایجاب کردن، مطلبى را رساندن، ضمنا فهماندن، دلالت ضمنى کردن بر، اشاره داشتن بر، اشاره کردن، رساندن

۲

connote

دلالت ضمنى کردن بر، اشاره ضمنى کردن