فرهنگ آریان‌پور

ضمانت اجرایی معین کردن

#۱۳۴٬۶۱۷

معنی‌های انگلیسی
۱

sanction

فرمان، فتواى کلیسایى، سوگند، تصویب، جواز، تائید رسمى، داراى مجوز قانونى دانستن، ضمانت اجرایى معین کردن، ضمانت اجرایى قانون