ضمانت
#۱۳۴٬۶۱۴
guaranty
ضمانت، تضمین، وثیقه
guarantee
ضمانت، تعهد، ضامن، وثیقه، سپرده، ضمانت کردن، تعهد کردن، عهده دار شدن
mainprise
ضمانت
suretyship
ضمانت
bail
توقیف، حبس، واگذارى، انتقال، ضمانت، کفالت، بامانت سپردن، کفیل گرفتن، تسمه، حلقه دور چلیک، سطل، به قید کفیل آزاد کردن
bond
قید، بند، زنجیر، (مجازى) قرارداد الزام آور، عهد و میثاق، هر چیزى که شخص را مقید سازد، معاهده، قرارداد، کفیل، رابطه، پیوستگى، ضمانت، (حقوق) تضمین نامه یا تعهدنامه دایر به پرداخت وجه، رهن کردن، تضمین کردن، اوراق قرضه
pledge
در گروگان، گرو، وثیقه، ضمانت، بیعانه، باده نوشى به سلامتى کسى، به سلامتى، نوش، تعهد و التزام، گرو گذاشتن، به سلامتى کسى باده نوشیدن، متعهد شدن، التزام دادن
assurance
پشتگرمى، اطمینان، دلگرمى، خاطرجمعى، گستاخى، بیمه (مخصوصاً بیمه عمر)، تعهد، قید، گرفتارى، ضمانت، وثیقه، تضمین، گروى
responsibility
مسئولیت، عهده، ضمانت، جوابگویى
testimonial
گواهى نامه، شهادت، تصدیق نامه، سفارش و توصیه، رضایت نامه، شاهد، پاداش، جایزه