فرهنگ آریان‌پور

ضعیف - پرتو -

#۱۳۴٬۵۶۶

معنی‌های انگلیسی
۱

glimmering

روشنایى ضعیف، نور کم، درک اندک، خرده، تکه، کور کورى کردن، سوسو زدن، با روشنایى ضعیف تابیدن