فرهنگ آریان‌پور

ضعیف

#۱۳۴٬۵۶۲

معنی‌های انگلیسی
۱

asthenic

ضعیف، سست، ناتوان

۲

feeblish

ضعیف، ضعیف نما

۳

anile

پیرزنانه، عجوزه، ضعیف

۴

anemic

کم خون، ضعیف

۵

atonic

(دستور زبان) بى تکیه، بى صدا (در صحبت و تلفظ)، (پزشکى) بى قوت، سست، ضعیف، مربوط به سستى و بى قوتى

۶

faintish

غشى، ضعیف

۷

defenceless

بى پناه، بى پشتیبان، بیچاره، ضعیف

۸

low

خوار، دون، پست، صغیر، افتاده، فروتن، بى ادب، به طور پست رنگ‌ یا صدا یا احساس‌

۹

faint

کم، کمى، اندکى، به طور خفیف، بسستى، درحال ضعف

۱۰

short

کوتاه، مختصر، قاصر، کوچک، باقى دار، کسردار، کمتر، غیر کافى، خلاصه، شلوار کوتاه، تنکه، یکمرتبه، بى مقدمه، پیش از وقت، ندرتاً، کوتاه کردن، (برق) اتصالى پیدا کردن

۱۱

tincture

تنتور، طعم جزیى، اثر جزیى، رنگ جزیى، ته رنگ، رنگ زدن، آلودن صدا

۱۲

flagging

پرچم، بیرق، علم، دم انبوه و پشمالوى سگ، زنبق، برگ شمشیرى، سنگ فرش، جاده سنگ فرش، پرچم دار کردن، پرچم زدن به، با پرچم علامت دادن، سنگفرش کردن، پایین افتادن، سست شدن، از پا افتادن، پژمرده کردن واژه هاى شامل flag