ضعیف
#۱۳۴٬۵۶۲
asthenic
ضعیف، سست، ناتوان
feeblish
ضعیف، ضعیف نما
anile
پیرزنانه، عجوزه، ضعیف
anemic
کم خون، ضعیف
atonic
(دستور زبان) بى تکیه، بى صدا (در صحبت و تلفظ)، (پزشکى) بى قوت، سست، ضعیف، مربوط به سستى و بى قوتى
faintish
غشى، ضعیف
defenceless
بى پناه، بى پشتیبان، بیچاره، ضعیف
low
خوار، دون، پست، صغیر، افتاده، فروتن، بى ادب، به طور پست رنگ یا صدا یا احساس
faint
کم، کمى، اندکى، به طور خفیف، بسستى، درحال ضعف
short
کوتاه، مختصر، قاصر، کوچک، باقى دار، کسردار، کمتر، غیر کافى، خلاصه، شلوار کوتاه، تنکه، یکمرتبه، بى مقدمه، پیش از وقت، ندرتاً، کوتاه کردن، (برق) اتصالى پیدا کردن
tincture
تنتور، طعم جزیى، اثر جزیى، رنگ جزیى، ته رنگ، رنگ زدن، آلودن صدا
flagging
پرچم، بیرق، علم، دم انبوه و پشمالوى سگ، زنبق، برگ شمشیرى، سنگ فرش، جاده سنگ فرش، پرچم دار کردن، پرچم زدن به، با پرچم علامت دادن، سنگفرش کردن، پایین افتادن، سست شدن، از پا افتادن، پژمرده کردن واژه هاى شامل flag