فرهنگ آریان‌پور

ضبط‌ کردن به دستور دادگاه

#۱۳۴٬۰۸۱

معنی‌های انگلیسی
۱

attach

الصاق کردن، بستن، پیوستن، پیوست کردن، ضمیمه کردن، چسباندن، نسبت دادن، گذاشتن، (حقوق) ضبط کردن، توقیف شدن، دلبسته شدن