فرهنگ آریان‌پور

ضبط‌ کردن

#۱۳۴٬۰۷۸

معنی‌های انگلیسی
۱

confiscate

ضبط کردن، توقیف کردن، مصادره کردن

۲

record

نگاشتن، ثبت کردن، ضبط کردن، ضبط شدن ثبت، یادداشت، نگارش، تاریخچه، صورت مذاکرات، صورت جلسه، سابقه، پیشینه، بایگانى، ضبط، رکورد، حد نصاب مسابقه، نوشته، صفحه گرامافون، نام نیک، مدرک

۳

capture

دستگیرى، اسیر کردن، تسخیر، گرفتن

۴

register

دفتر ثبت، ثبت آمار، دستگاه تعدیل گرما، پیچ دانگ صدا، لیست یا فهرست، ثبت کردن، نگاشتن، در دفتر وارد کردن، نشان دادن، منطبق کردن، ثبات

۵

repossess

مالکیت مجدد یافتن