فرهنگ آریانپور
صوری
#۱۳۳٬۹۱۸
formmal
صورى، رسمى
superficial
صورى، سطحى، سرسرى، ظاهرى
nominal
اسمى، صورى، جزیى، کم قیمت
simular
متظاهر، وانمود کننده، قلابى، صورى
factitious
(factitive =) ـ ساختگى، مصنوعى، صورى، غیر طبیعى، دروغى، وانمود کننده، بهانه کننده
simulative
وانمودى، صورى، داراى شباهت ظاهرى، تقلیدى
outward
(outwards =) ـ به طرف خارج، بیرونى، ظاهرى
surface
رویه، سطح، ظاهر، بیرون، نما، ظاهرى، سطحى، جلا دادن، تسطیح کردن، بالا آمدن (به سطح آب) ـ
apparent
پیدا، آشکار، ظاهر، معلوم، وارث مسلم
exterior
بیرونى، خارجى، ظاهرى، واقع در سطح خارجى