فرهنگ آریان‌پور

صوری

#۱۳۳٬۹۱۸

معنی‌های انگلیسی
۱

formmal

صورى، رسمى

۲

superficial

صورى، سطحى، سرسرى، ظاهرى

۳

nominal

اسمى، صورى، جزیى، کم قیمت

۴

simular

متظاهر، وانمود کننده، قلابى، صورى

۵

factitious

(factitive =) ـ ساختگى، مصنوعى، صورى، غیر طبیعى، دروغى، وانمود کننده، بهانه کننده

۶

simulative

وانمودى، صورى، داراى شباهت ظاهرى، تقلیدى

۷

outward

(outwards =) ـ به طرف خارج، بیرونى، ظاهرى

۸

surface

رویه، سطح، ظاهر، بیرون، نما، ظاهرى، سطحى، جلا دادن، تسطیح کردن، بالا آمدن (به سطح آب) ـ

۹

apparent

پیدا، آشکار، ظاهر، معلوم، وارث مسلم

۱۰

exterior

بیرونى، خارجى، ظاهرى، واقع در سطح خارجى