فرهنگ آریان‌پور

صورتگری‌ کردن

#۱۳۳٬۹۱۲

معنی‌های انگلیسی
۱

paint

رنگ کردن، نگارگرى کردن، نقاشى کردن، رنگ شدن، رنگ نقاشى، رنگ