فرهنگ آریانپور
صورتحساب
#۱۳۳٬۹۰۸
tab
جدول بندى، زائده، صورت حساب، هزینه، برگ، باریکه، حساب، شمارش، باریکه دادن به، نوار زدن به، نشان دار کردن، گلچین کردن
chit
بچه، کودک، دخترک، توله حیوانات (مثل خرس)، یادداشت
bill
صورت حساب، اسکناس، لایحه، نوک، منقار، نوعى شمشیر پهن، نوک به نوک هم زدن (چون کبوتران)، لایحه قانونى، قبض، برات، سند، (آمریکایى) اسکناس، صورت حساب دادن
check
مقابله، مقابله کردن، بررسى، بررسى کردن، جلوگیرى کردن از، ممانعت کردن، سرزنش کردن، رسیدگى کردن، تطبیق کردن، نشان گذاردن، چک بانک check ـ (48)
tariff
تعرفه، تعرفه گمرگى، تعرفه بندى کردن
reckoning
شمردن، حساب پس دادن، روى چیزى حساب کردن، محسوب داشتن، گمان کردن
statement
اظهار، بیان، گفته، تقریر، اعلامیه، شرح، توضیح، حکم، بیانیه