فرهنگ آریان‌پور

صرفه جویی‌ کردن

#۱۳۲٬۹۵۲

معنی‌های انگلیسی
۱

economize

صرفه جویى کردن، رعایت اقتصاد کردن

۲

save

نجات دادن، رهایى بخشیدن، نگاه داشتن، اندوختن، پس انداز کردن، فقط بجز، بجز این که

۳

stint

محدود کردن، از روى لئامت دادن، مضایقه کردن، کم دادن، بقناعت واداشتن

۴

husband

شوهر، شوى، کشاورز، گیاه پرطاقت، نر، شخم زدن، کاشتن، باغبانى کردن، شوهر دادن، جفت کردن

۵

retrench

قطع کردن، حذف کردن، کم کردن، داراى سنگر موقتى زیر زمینى کردن، از نو خندق ساختن، مستحکم کردن