فرهنگ آریانپور
صرفه جویی کردن
#۱۳۲٬۹۵۲
economize
صرفه جویى کردن، رعایت اقتصاد کردن
save
نجات دادن، رهایى بخشیدن، نگاه داشتن، اندوختن، پس انداز کردن، فقط بجز، بجز این که
stint
محدود کردن، از روى لئامت دادن، مضایقه کردن، کم دادن، بقناعت واداشتن
husband
شوهر، شوى، کشاورز، گیاه پرطاقت، نر، شخم زدن، کاشتن، باغبانى کردن، شوهر دادن، جفت کردن
retrench
قطع کردن، حذف کردن، کم کردن، داراى سنگر موقتى زیر زمینى کردن، از نو خندق ساختن، مستحکم کردن