فرهنگ آریان‌پور

صرفه جو

#۱۳۲٬۹۴۶

معنی‌های انگلیسی
۱

frugal

صرفه جو، مقتصد، با صرفه، اندک، میانه رو، ساده

۲

economical

صرفه جو، خانه دار، باصرفه، مقرون بصرفه، اقتصادى، خانگى

۳

parsimonious

صرفه جو

۴

penny wise

صرفه جو، یک قازى

۵

provident

(providential =) ـ صرفه جو، آینده نگر، مال اندیش، خوشبخت، مشیتى

۶

inexpensive

ارزان، کم خرج، معقول، صرفه جو، ساده

۷

providential

(provident =) ـ صرفه جو، آینده نگر، مال اندیش، خوشبخت، مشیتى

۸

sparing

تیردکل، (در ساختمان) تیر آهن یا الوار، مشت بازى کردن، مشاجره کردن، نزاع spar economizer

۹

Spartan

اسپارتى، آدم دلیر و با انضباط، بى تجمل stinter