فرهنگ آریانپور
صرفه جو
#۱۳۲٬۹۴۶
frugal
صرفه جو، مقتصد، با صرفه، اندک، میانه رو، ساده
economical
صرفه جو، خانه دار، باصرفه، مقرون بصرفه، اقتصادى، خانگى
parsimonious
صرفه جو
penny wise
صرفه جو، یک قازى
provident
(providential =) ـ صرفه جو، آینده نگر، مال اندیش، خوشبخت، مشیتى
inexpensive
ارزان، کم خرج، معقول، صرفه جو، ساده
providential
(provident =) ـ صرفه جو، آینده نگر، مال اندیش، خوشبخت، مشیتى
sparing
تیردکل، (در ساختمان) تیر آهن یا الوار، مشت بازى کردن، مشاجره کردن، نزاع spar economizer
Spartan
اسپارتى، آدم دلیر و با انضباط، بى تجمل stinter