فرهنگ آریان‌پور

صرف‌ کردن وقت

#۱۳۲٬۹۱۴

معنی‌های انگلیسی
۱

spend

(past: spent ; past participle: spent) ـ صرف کردن، پرداخت کردن، خرج کردن، تحلیل رفتن قوا، تمام شدن، صرف شدن