فرهنگ آریان‌پور

صرف‌ کردن

#۱۳۲٬۹۰۸

معنی‌های انگلیسی
۱

conjugate

صرف کردن، درهم آمیختن، توام

۲

decline

کاهش، شیب پیدا کردن، رد کردن، نپذیرفتن، صرف کردن (اسم یاضمیر)، زوال، انحطاط، خم شدن، مایل شدن، رو بزوال گذاردن، تنزل کردن، کاستن

۳

inflect

کج کردن، خم کردن (به سوى درون)، منحنى کردن، گرداندن، صرف کردن