فرهنگ آریان‌پور

صاف و براق

#۱۳۱٬۸۶۱

معنی‌های انگلیسی
۱

glace

صاف، براق، نرم، پوشیده از شکر، لعابدار، ماده صاف و براق، دسر سردو یخ بسته، شربت سرد، بستنى

۲

slick

سطح صاف، سطح صیقلى، لیز، ساده، مطلق، ماهر، صاف، نرم، یک دست، نرم و صاف کردن، یکدست کردن، جذاب

۳

polished

پرداخته، جلا داده، صیقلى، زدوده، مهذب، آراسته، متمدن