فرهنگ آریان‌پور

صاف‌ کردن چیز خمیده

#۱۳۱٬۸۴۵

معنی‌های انگلیسی
۱

unbend

(past: unbent ; past participle: unbent) ـ باز کردن، رها کردن، شل کردن، راست کردن