واژههای فارسی←صاف کردن چیز خمیدهفرهنگ آریانپورصاف کردن چیز خمیده#۱۳۱٬۸۴۵شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱unbend(past: unbent ; past participle: unbent) ـ باز کردن، رها کردن، شل کردن، راست کردنواژههای نزدیک در الفباصاف کردن - نرم -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیصاف کردن با تیشهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیصاف کردن با رندهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیصاف کردن با شنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیصاف کردن با کاغذ سنبادهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیصاف کردن با مالهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر