فرهنگ آریان‌پور

صاف کردن - نرم -

#۱۳۱٬۸۳۴

معنی‌های انگلیسی
۱

slick

سطح صاف، سطح صیقلى، لیز، ساده، مطلق، ماهر، صاف، نرم، یک دست، نرم و صاف کردن، یکدست کردن، جذاب