فرهنگ آریانپور
صاف شدن
#۱۳۱٬۸۲۸
smoothen
صاف شدن، نرم شدن، صاف و صیقلى شدن، صافکارى کردن، صاف کردن، رنده کردن
fine
جریمه، تاوان، غرامت، جریمه کردن، جریمه گرفتن از، صاف کردن، کوچک کردن، صاف شدن، رقیق شدن، خوب، فاخر، نازک، عالى، لطیف، نرم، ریز، شگرف
smooth
سطح صاف، قسمت صاف هر چیز، هموار، نرم، روان، سلیس، بى تکان، بى مو، صیقلى، ملایم، دلنواز، روان کردن، آرام کردن، تسکین دادن، صاف شدن، ملایم شدن، صاف کردن، بدون اشکال بودن، صافکارى کردن، صاف، هموار کردن
straighten
راست کردن، درست کردن، مرتب کردن