فرهنگ آریانپور
شیفتن
#۱۳۱٬۵۲۲
captivate
شیفتن، فریفتن، اسیر کردن
mash
خیسانده ى مالت، خمیر نرم، خوراک همه چیز درهم، درهم و برهمى، نرم کردن، خرد کردن، خمیر کردن، شیفتن، مفتون کردن، لاس زدن، دلربایى
charm
افسون، طلسم، فریبندگى، دلربایى، سحر افسون کردن، مسحور کردن، فریفتن، شیفتن
allure
به طمع انداختن، تطمیع کردن، شیفتن
enamor
شیفته کردن، شیفتن
enamour
شیفته کردن، شیفتن
fascinate
مجذوب کردن، شیدا کردن، دلربایى کردن، شیفتن، افسون کردن
magnetize
مغناطیسى کردن، کشیدن، شیفتن، آهن ربا کردن
besot
مست کردن، گیج کردن، مبهوت کردن، شیفته و مسحور کردن
infatuate
واله و شیفته، از خود بیخود، احمقانه، شیفته و شیدا شدن، از خود بیخود کردن