فرهنگ آریان‌پور

شیفتن

#۱۳۱٬۵۲۲

معنی‌های انگلیسی
۱

captivate

شیفتن، فریفتن، اسیر کردن

۲

mash

خیسانده ى مالت، خمیر نرم، خوراک همه چیز درهم، درهم و برهمى، نرم کردن، خرد کردن، خمیر کردن، شیفتن، مفتون کردن، لاس زدن، دلربایى

۳

charm

افسون، طلسم، فریبندگى، دلربایى، سحر افسون کردن، مسحور کردن، فریفتن، شیفتن

۴

allure

به طمع انداختن، تطمیع کردن، شیفتن

۵

enamor

شیفته کردن، شیفتن

۶

enamour

شیفته کردن، شیفتن

۷

fascinate

مجذوب کردن، شیدا کردن، دلربایى کردن، شیفتن، افسون کردن

۸

magnetize

مغناطیسى کردن، کشیدن، شیفتن، آهن ربا کردن

۹

besot

مست کردن، گیج کردن، مبهوت کردن، شیفته و مسحور کردن

۱۰

infatuate

واله و شیفته، از خود بیخود، احمقانه، شیفته و شیدا شدن، از خود بیخود کردن