فرهنگ آریان‌پور

شیبیدن

#۱۳۰٬۹۸۰

معنی‌های انگلیسی
۱

shake

(past: shook ; past participle: shaken) ـ ارتعاش، تکان، لرزش، تزلزل، لرز، تکان دادن، جنباندن، آشفتن، لرزیدن

۲

quiver

ترکش، تیردان، به هدف خوردن، درتیر دان قرار گرفتن، لرزیدن، ارتعاش

۳

tremble

لرزیدن، مرتعش شدن، لرز، لرزه، ارتعاش، ترساندن، لرزاندن، مرتعش ساختن، رعشه