فرهنگ آریان‌پور

شیشه‌ ای‌ کردن

#۱۳۱٬۴۱۵

معنی‌های انگلیسی
۱

glass

شیشه، آبگینه، لیوان، گیلاس، جام، استکان، آئینه، شیشه دوربین، شیشه ذره بین، عدسى، شیشه آلات، آلت شیشه اى، عینک، شیشه گرفتن، عینک دار کردن، شیشه اى کردن، صیقلى کردن

۲

vitrify

به صورت شیشه در آوردن، به صورت شیشه درآمدن