فرهنگ آریان‌پور

شیرین

#۱۳۱٬۲۸۶

معنی‌های انگلیسی
۱

sweet

شیرین، خوش، مطبوع، نوشین

۲

candied

شیرین شده، قندى آب‌

۳

amiable

شیرین، دلپذیر، مهربان، دوست داشتنى

۴

sugared

شیرین (کرده)، شیرینى زده، قندى، شکرى، شکر پاشیده

۵

mellifluous

شیرین، ملیح

۶

soft

نرم، لطیف، ملایم، مهربان، نازک، عسلى، نیم بند، سبک، شیرین، گوارا، (در مورد هوا) لطیف

۷

fresh

تر و تازه، تازه، خرم، زنده، با نشاط، با روح، خنک، سرد، تازه نفس، تازه کار ناآزموده، پر رو، جسور، به تارزگى، خنک ساختن، تازه کردن، خنک شدن، آماده، سرخوش، (در مورد آب) شیرین

۸

dolce

(موسیقى) ملایم، شیرین

۹

sugary

شکرى، قندى، قنددار، شیرین، ملیح، شیرین زبان

۱۰

tuneful

خوش آهنگ، شیرین، ملیح، خوش الحان، بانوا

۱۱

luscious

خوشمزه، لذیذ، شیرین، دلپذیر، شهوت انگیز

۱۲

sweetish

چیز نسبتا شیرین، شیرین، نوشین

۱۳

saccharine

(شیمى) شکرى، شیرین، قندى، محتوى قند

۱۴

rich

حقا، کاملاً، خوب، فراوان، بسیار بیان‌