فرهنگ آریان‌پور

شیرجه رفتن

#۱۳۱٬۱۷۴

معنی‌های انگلیسی
۱

dive

(past: dived, dove ; past participle: dived) ـ شیرجه رفتن، غواصى کردن، (مجازى) فرو رفتن، تفحص کردن، شیرجه، (مج) غور

۲

plunge

غوطه، شیرجه، گودال عمیق، سرازیرى تند، سقوط سنگین، فرو بردن، غوطه ور ساختن، شیب تند پیدا کردن، شیرجه رفتن، ناگهان داخل شدن

۳

jackknife

چاقوى بزرگ جیبى، قلمتراش، با چاقو بریدن، بدنبال، تا شو، بازو بسته شونده، شیرجه رفتن

۴

pitch

قیر، پرتاب، ضربت با چوگان، نصب، استقرار، اوج پرواز، اوج، سرازیرى، جاى شیب، پلکان، دانگ صدا، زیروبمى صدا، استوار کردن، خیمه زدن، برپا کردن، نصب کردن، (در بیسبال) توپ را به طرف چوگان زن پرتاب کردن، توپ را زدن، گام، درجه، پرتاب کردن