فرهنگ آریان‌پور

شیرجه

#۱۳۱٬۱۶۴

معنی‌های انگلیسی
۱

swan dive

شیرجه

۲

nose dive

شیرجه ناگهانى در هواپیما، تنزل ناگهانى قیمت، ناگهان شیرجه رفتن یا تنزل کردن

۳

dive

(past: dived, dove ; past participle: dived) ـ شیرجه رفتن، غواصى کردن، (مجازى) فرو رفتن، تفحص کردن، شیرجه، (مج) غور

۴

plunge

غوطه، شیرجه، گودال عمیق، سرازیرى تند، سقوط سنگین، فرو بردن، غوطه ور ساختن، شیب تند پیدا کردن، شیرجه رفتن، ناگهان داخل شدن

۵

somerset

(somersault =) ـ شیرجه، معلق، پشتک، معلق زدن

۶

somersault

(somerset =) ـ شیرجه، معلق، پشتک، معلق زدن

۷

swoop

(در مورد شاهین) بسرعت پایین آمدن، قاپیدن، چپاول کردن، از بین بردن، حرکت سریع نزولى

۸

header

نوک، سر، کله، راس، عدد، ابتدا ى، انتها، دماغه، دهانه، رئیس، سالار، عنوان، موضوع، منتها درجه، موى سر، فهم، خط سر، فرق، سرصفحه، سرستون، سر درخت، اصلى، عمده، مهم سر گذاشتن به، داراى سر کردن، ریاست داشتن بر، رهبرى کردن، دربالا واقع شدن head ـ (58)