واژههای فارسی←شیر خوردنفرهنگ آریانپورشیر خوردن#۱۳۱٬۱۰۴شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱nurseپرستار، دایه، مهد، پرورشگاه، پروراندن، پرستارى کردن، شیر خوردن، باصرفه جویى یا دقت به کار بردنواژههای نزدیک در الفباشیبانیدن خمیرمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیشیبانیدن گلمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیشیبدارمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیشیبداریمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیشیبی - هم -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیشیبیدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر