فرهنگ آریان‌پور

شیر اب

#۱۳۱٬۰۷۱

معنی‌های انگلیسی
۱

tap

شیر آب، ضربت آهسته، ضربات آهسته و پیوسته زدن، شیر آب زدن به، از شیر آب جارى کردن، بهره بردارى کردن از، سوراخ چیزى را بند آوردن

۲

faucet

شیر آب، شیر بشکه

۳

stopcock

شیر آب، ترمز، وسیله توقف

۴

spout

لوله، دهانه، شیر آب، ناودان، فواره، فوران، جوش، غلیان، پرش، جهش کردن، پریدن، فواره زدن، فوران کردن

۵

spigot

توپى، لب لوله که در لوله دیگرى جا مى افتد، شیر آب، سوراخ گیر

۶

cock

خروس، پرنده نر (از جنس ماکیان)، کج نهادگى کلاه، چخماق تفنگ مثل خروس جنگیدن، گوش ها را تیز و راست کردن، کج نهادن، یک ورى کردن