فرهنگ آریانپور
شید
#۱۳۱٬۰۲۴
sheen
درخشندگى، زیبایى، تابش، برق، درخشیدن
shine
(past: shone, shined ; past participle: shone, shined) ـ تابیدن، درخشیدن، نور افشاندن، براق کردن، روشن شدن، روشنى، فروغ، تابش، درخشش
radiance
(radiancy =) ـ شید، تابندگى، تشعشع، درخشندگى، پرتو
radiancy
(radiance =) ـ شید، تابندگى، تشعشع، درخشندگى، پرتو
cheat
آدم متقلب و فریبنده، فریب، گول، فریب دادن، خدعه کردن، گول زدن، جر زدن
light
به سبکى، آهسته، یواش، کم، به چابکى، تند، با خونسردى، از روى بى علاقگى