فرهنگ آریان‌پور

افتخار

#۱۲٬۸۹۹

معنی‌های انگلیسی
۱

glory

جلال، افتخار، فخر، شکوه، نور، بالیدن، فخر کردن، شادمانى کردن، درخشیدن

۲

honor

(honour =) ـ احترام، عزت، افتخار، شرف، شرافت، آبرو، ناموس، عفت، نجابت، تشریفات (در دانشگاه) امتیاز ویژه، (در خطاب) جناب، حضرت، احترام کردن به، محترم شمردن، امتیاز تحصیلى آوردن، شاگر اول شدن

۳

mense

حس تمیز، ظرافت، نزاکت، افتخار، پاداش، نزاکت داشتن، مزین ساختن

۴

laurels

(گیاه شناسى) برگ بو، درخت غار، برگ غار که نشان افتخار بوده است، با برگ بو یا برگ غار آراستن laurel

۵

attribute

صفت، نسبت دادن، نشان، خواص، شهرت، افتخار، حمل کردن (بر) ـ

۶

kudos

جلال، تجلیل، ستایش کردن

۷

pride

مباهات، بهترین، سربلندى، برتنى، فخر، افاده، غرور، تکبر، سبب مباهات، تفاخر کردن

۸

distinction

تمیز، فرق، امتیاز، برترى، ترجیح، رجحان، تشخیص