فرهنگ آریان‌پور

افتتاح کردن

#۱۲٬۸۹۳

معنی‌های انگلیسی
۱

open

باز، آزاد، آشکار، مفتوح، گشوده، سرگشاده، دایر، روباز، بى آلایش، مهربان، رک گو، صریح، درمعرض، بى پناه، بى ابر، واریز نشده گشودن، گشادن، باز کردن، باز شدن، افتتاح کردن، آشکار کردن بسط دادن، مفتوح شدن، شکفتن، روشن شدن، خوشحال شدن

۲

inaugurate

گشودن، افتتاح کردن، بر پا کردن، به راه انداختن، دایر کردن، آغاز کردن