فرهنگ آریانپور
شکوه
#۱۲۸٬۹۴۹
plaint
شکوه، زارى، تظلم
magneficence
شکوه، عظمت، بزرگى، بخشش، کرم
magnificence
شکوه، بزرگى، عظمت
glory
جلال، افتخار، فخر، شکوه، نور، بالیدن، فخر کردن، شادمانى کردن، درخشیدن
plain
پهن، مسطح، هموار، صاف، برابر، واضح، آشکار، رک و ساده، ساده، جلگه، دشت، هامون، میدان یا محوطه جنگ، بدقیافه، شکوه، شکوه کردن
repine
ناراضى بودن، شکایت کردن، شکوه
grandeur
بزرگى، عظمت، شکوه، شان، ابهت، فرهى
magnitude
بزرگى، عظمت حجم، قدر، اهمیت، شکوه، اندازه، مقدار
pomposity
دبدبه، شکوه، آب و تاب، جلوه و شکوه
effulgence
تابش، درخشندگى، شکوه
resplendence
(resplendency =) ـ درخشندگى، جلوه، شکوه، تلالوء
resplendency
(resplendence =) ـ درخشندگى، جلوه، شکوه، تلالوء augustness
bitch
سگ ماده، زن هرزه، شکایت کردن، قر زدن
dazzle
خیره کردن، تابش یا روشنى خیره کننده
dignity
بزرگى، جاه، شان، مقام، رتبه، وقار
complaint
شکایت، دادخواهى