فرهنگ آریان‌پور

شکوفه‌ کردن (2)

#۱۲۸٬۹۴۵

معنی‌های انگلیسی
۱

blow

(past: blew ; past participle: blown) ـ دمیدن، وزیدن، در اثر دمیدن ایجاد صدا کردن، ترکیدن