فرهنگ آریان‌پور

شکنج دار کردن

#۱۲۸٬۸۸۶

معنی‌های انگلیسی
۱

crimp

چین، طره، جعد موى، مانع، چروکیدن، چین چین و موجدار کردن، پیچش و انقباض عضله درخواب، اغوا کردن، گول