فرهنگ آریان‌پور

شکر و تخم مرغ روی شیرینی

#۱۲۸٬۳۵۵

معنی‌های انگلیسی
۱

icing

منجمد کردن، یخ بستن، منجمد شدن، شکر پوش کردن، یخ، سردى، خونسردى و بى اعتنایى ice