فرهنگ آریان‌پور

شکر

#۱۲۸٬۳۲۸

معنی‌های انگلیسی
۱

sugar

قند، شکر، شیرینى، ماده قندى، با شکر مخلوط کردن، تبدیل به شکر کردن، شیرین کردن، متبلور شدن

۲

grace

توفیق، فیض، تائید، مرحمت، براز، زیبایى، خوبى، خوش اندامى، ظرافت، فریبندگى، دعاى فیض و برکت (قبل یا بعد از غذا)، خوش نیتى، بخشایندگى، بخشش، بخت، اقبال، قرعه، جذابیت، افسونگرى، مورد لطف قرار دادن، آراستن، زینت بخشیدن، فیض الهى بخشیدن، تشویق کردن، لذت بخشیدن، مشعوف ساختن

۳

praise

ستایش، نیایش، تحسین، پرستش، تمجید و ستایش کردن، نیایش کردن، تعریف کردن، ستودن