فرهنگ آریان‌پور

شکایت‌ کردن (2)

#۱۲۸٬۳۲۰

معنی‌های انگلیسی
۱

gripe

شکایت، شکوه کردن، نق نق زدن، گله کردن، گله، محکم گرفتن، با مشت گرفتن، آزردن، فهمیدن، گیر، گرفتن، چنگ، تسلط، مهارت، درد سخت، تشنج موضعى، قولنج

۲

bewail

سوگوارى کردن (براى)، ندبه کردن

۳

repine

ناراضى بودن، شکایت کردن، شکوه

۴

squawk

جیغ ناگهانى زدن، اعتراض کردن، غرولند کردن، صداى اردک درآوردن، قدقد کردن، جیغ، فریاد

۵

grizzle

خاکسترى، قزل، سرخ تیره، موى سفید، خرس خاکسترى آمریکا، نیشخند زدن، نالیدن، خاکسترى کردن

۶

complain

شکایت کردن، غرولند کردن، نالیدن