فرهنگ آریانپور
شکافدار کردن
#۱۲۸٬۲۹۴
gap
شکاف، رخنه، درز، دهنه، جاى باز، وقفه، اختلاف زیاد، شکافدار کردن
gash
زخم، بریدگى، جاى زخم در صورت، آلت تناسلى زن، مقاربت جنسى، توخالى، لاف، بد منظر، زشت، زیرک، خوش لباس، زخم زدن، بریدن، شکافدار کردن، پرحرفى کردن
fisure
شکاف، چاک، ترک، درز، شکافدار کردن
nick
شکستگى، شکاف، دندانه، موقع بحرانى، سر بزنگاه، دندانه دندانه کردن، شکستن
slot
چاک، شکاف کوچک، کلون در، چفت در، تخته باریک، سوراخ جاى کلید، شکاف یا سوراخى که براى انداختن پول در قلک و تلفن خود کار و امثال آن تعبیه شده، سوراخ کردن، در شکاف یا سوراخ (پول و غیره) انداختن، چفت کردن
notch
شکاف، بریدگى، شکاف چوبخط، سوراخ کردن، شکاف ایجاد کردن، چوبخط زدن، فرو رفتگى