فرهنگ آریانپور
شکافته
#۱۲۸٬۲۸۶
bifid
به وسیله شکاف به دو قسمت مساوى تقسیم شده، شکافته
forked
شاخه دار، چنگال مانند، شکافته، مبهم
laciniate
(laciniated =) ـ چاک دار، دندانه دار، شکافته، حاشیه دار
laciniated
(laciniate =) ـ چاک دار، دندانه دار، شکافته، حاشیه دار
cut in
چاک زده، چاک خورده، شکافته
cleft
(past: cleaved, clove, cleft ; past participle: cleaved, cloven, cleft) ـ شکافتن، جدا کردن، شکستن، ور آمدن، چسبیدن، پیوستن، تقسیم شدن، شکافتن سلول
cloven
(past: cleaved, clove, cleft ; past participle: cleaved, cloven, cleft) ـ شکافتن، جدا کردن، شکستن، ور آمدن، چسبیدن، پیوستن، تقسیم شدن، شکافتن سلول