فرهنگ آریان‌پور

شکارگر

#۱۲۸٬۱۹۶

معنی‌های انگلیسی
۱

prey

شکار، نخجیر، صید، طعمه، قربانى، دستخوش، صید کردن، دستخوش ساختن، طعمه کردن

۲

predator

(predatorial , predatory =) ـ درنده، غارتگر، یغماگر، تغذیه کننده از شکار

۳

predatory

(predator , predatorial =) ـ درنده، غارتگر، یغماگر، تغذیه کننده از شکار

۴

rapacious

درنده خو، ژیان