فرهنگ آریانپور
شکارگر
#۱۲۸٬۱۹۶
prey
شکار، نخجیر، صید، طعمه، قربانى، دستخوش، صید کردن، دستخوش ساختن، طعمه کردن
predator
(predatorial , predatory =) ـ درنده، غارتگر، یغماگر، تغذیه کننده از شکار
predatory
(predator , predatorial =) ـ درنده، غارتگر، یغماگر، تغذیه کننده از شکار
rapacious
درنده خو، ژیان