فرهنگ آریان‌پور

شکارگاه

#۱۲۸٬۱۹۳

معنی‌های انگلیسی
۱

hunting ground

شکارگاه

۲

park

پارک، باغ ملى، گردشگاه، پردیز، شکارگاه محصور، مرتع، درماندگاه اتومبیل نگاه داشتن، اتومبیل را پارک کردن، قرار دادن

۳

preserve

قرق شکارگاه، شکارگاه، مربا، کنسرو میوه، نگاه داشتن، حفظ کردن، باقى نگهداشتن