فرهنگ آریانپور
شریک جرم
#۱۲۷٬۵۵۵
corespondent
مسئول جواب گویى، شریک جرم (در زنا) abetter abettor
accessory
فرعى، معین، (حقوق) همدست، معاون، شریک (جرم)، نمائات و نتایج (در جمع)، لوازم یدکى، (حقوق) تابع، لاحق، فروع و ضمائم، منضمات، لوازم فرعى، دعواى فرعى، هم دست
accomplice
همدست، (حقوق) شریک یا معاون جرم
confederate
هم پیمان، متحد، متفق، موتلف، متفق کردن